سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
تا صبح انتظار

باید بروم

اسمش را گذاشته ام کابوس! ... کابوسی که خودم انتخاب کرده ام!... کابوس مان با وجود تغییرات ماه و ترم و هشت ترم به نه ترمه شدنش ، رو به اتمام است . داخل پرانتز : کابوس ما رنگ  رویا هم داشته البته...من جمله میدونیم میای ، آدمک برفی و امثالهم در آنسوی این "صفر و یک سرا" .


همه ی این کابوس و رویاها و تجربه ها و روزها و لحظه هایش را که هیچ! اندکش را هم نمی توانم بگویم ! ب غ ض ! ل ب خ ن د ! گاهی ا ش ک ! نوبت به حرف زدن نمیدهند این بغض و اشک و لبخند و ...


اما شما ! کافیست لحن حرف زدنت  به من بفهماند بیا! ...  کافیست صدایت ناخوش باشد / حوصله ات کم /  کافیست آه بکشی! ... بند بند وجودم می لرزد .


 


بند بند وجودم که می لرزد شرم می کنم... خجالت می کشم . از آرمیتا و علیرضا تا همه ی بچه شهید ها تا همان کاروانی که محرم و صفرش تازه تمام شده . 


بعد تر و بیشتر ،از همه ی آدمهای توی عکس ها و فیلم های خاکی که لباسشان خاکی بود و به خط شده بودند با لباس رزم  و راه قدسشان از کربلا می گذرد . بعد تر و بیشتر از  امام موسی ها و حاج احمد ها یی که اسیرند دورند بی خبرند 


 


یک شب  نبوده تمام این سالها صدایت را نشنوم . خواب به چشمانم نمی آید بدون علیک شنیدن از تو . به فاطمیه قسمت می دهم علیک که می گویی توی دلت برایم دعای خیر کن. دعای خیر، از آن دعا خیر هایی که مادر "لباس خاکی ها " برایشان می کنند؟ از آن دعا خیر ها می خواهم که برای آنکه برایش گفتم بابی انت و امی  ، همه ی سختی ها را تحمل کنم . 


دعای خیر می کنم برایت هر بار که به هم میرسیم و الماس توی چشمهایت حلقه می زند . دعای خیر میکنم که بشوی مثل مادر آن لباس خاکی ها / یا مثل مادر مصطفای تازه شهید . محکم! مطمئن... مادر شهید


دعا کن مادرم ...


 


باید بروم



کلمات کلیدی :

نابودی اسرائیل

هوالحق


به این کاروان آزادی و  الی بیت المقدس و جنبش وبلاگی اش و کجای کار بودن خودم و خودش و خودشان که فکر می کنم هر بار ، می رسم به قضیه ی سطل آبی که امام گفت.


همین "هر مسلمان یک سطل آب بریزد اسرائیل را سیل می برد" ،از بحث حکومت های غیر مشروعی که نوکر استعمار و مخلص اسرائیل اند و بحث وحدت مسلمانان و از بین بردن همچون حکومتهایی،  تا بیداری ، تا آگاهی تا جهاد و وحدت همه ی آزادگان جهان را خلاصه کرده و یک نتیجه را در مجموع اینها نشان داده و آن محو اسرائیل و محو شدن تفکر باطل صهیونیسم از صفحه ی روزگار است .  حالا این کاروان و این رویداد ها و این روزگار انگار نوید این را میدهد که جمله ی امام ما لحظه به لحظه روشن تر و ملموس تر میشود... به امید قدرتمند شدن و زنده تر شدن موج بیداری


 



 


if muslim nations were allied and each one Poured a bucket of water to Israel…
the flood wash out the israel


Emam Khomeini



کلمات کلیدی :

که به تدبیر «تو» تشویش خمار آخر شد...

هوالحق



«9 دی» حماسه‌ای است که فقط آیندگان خواهند توانست درباره عظمت و بزرگی آن صحبت کنند و توصیف‌نامه بنویسند؛ با این حال وظیفه ماست تا به بخش‌هایی از این واقعه عظیم بپردازیم و اندک نگاهی به ماهیت و محتوای آن داشته باشیم.


بررسی مواضع رهبر معظم انقلاب در ماه‌های بعد از انتخابات نشان می‌دهد که ایشان تلاش بسیاری انجام دادند تا در راستای سیاست «جذب حداکثری»، افراد و گروه‌های مختلف سیاسی در زیر پرچم جمهوری اسلامی ایران باقی بمانند و به فعالیت بپردازند ولی برخی شخصیت‌های سیاسی، بدون توجه به خواست ملت و رهنمودهای حضرت آیت الله خامنه‌ای، فضا را به سمتی بردند که نهایتاً منجر به حذف خودشان از آینده سیاسی کشور شد.


تدبیر علیه تشویش


رهبر انقلاب در نمازجمعه تاریخی 29 خرداد، بدون در نظر گرفتن یک هفته اغتشاشگری و اقدامات غیرقانونی از سوی سران اصلاحات و تحریک مردم به حضور در خیابان، در سخنانی کریمانه، این افراد را «عناصر نظام» خواندند و بر پیگیری «قانونی» اعتراضات و نه اردوکشی خیابانی، تاکید کردند. ایشان فرمودند: «اینکه دشمنان سعی می‌کنند در رسانه‌های گوناگون - که غالباً هم این رسانه‌ها مال این صهیونیست‌های خبیث و رذل است - اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جوری نبود؛ آن‌ها غلط می‌کنند این حرف را می‌زنند؛ این واقعیت ندارد... این چهار نفری که وارد عرصه این انتخابات جدی شدند، همه‌شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند.»


گذشت حدود 6 ماه از انتخابات ریاست جمهوری و رهنمودهای مکرر مقام معظم رهبری و رویکرد مدارای ایشان هم تغییری در رفتار و عملکرد سران اصلاحات ایجاد نکرد تا آنکه حضرت آیت الله خامنه‌ای در 22 آذر و در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون، با اشاره به حوادث روز دانشجو و اهانت حامیان این افراد به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، لحن خود را درباره این افراد تغییر دادند و در عین حال اعلام کردند که هنوز نظام آماده بازگشت این افراد است ولی گویا خود این افراد با اتخاذ مواضع ساختارشکنانه، بر حذف کامل خود از نظام اصرار دارند. ایشان در این باره گفتند: «من هیچ اعتقادی ندارم به دفع؛ من گفتم در نمازجمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثری و دفع حداقلی است؛ اما بعضی کانه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. یک اختلاف درون خانوادگی را، درون نظام را - که مبارزات انتخاباتی بود - یک عده‌ای تبدیل کردند به مبارزه با نظام.»


روشنگری‌های رهبر انقلاب در این مدت، پایگاه اجتماعی سران فتنه را دچار ریزش شدیدی کرد؛ به طوری که اعتراضات خیابانی آنان به جمعیتی اندک و هتاک محدود شد. با این حال اصرار رهبران این جریان سیاسی بر نپذیرفتن نظر مردم و تمکین نکردن به قانون، در ‌‌نهایت منجر به رویدادهای ناگواری چون هتک حرمت روز عاشورا شد. سران آشوب‌های پس از انتخابات اما باز هم بر مواضع ضدمردمی خود ایستادگی کردند و حتی از حرمت شکنان روز عاشورا دفاع.


... که به تدبیر «تو» تشویش خمار آخر شد


هتک حرمت عاشورا به مثابه خط قرمزی بود که بعد از زیر پا گذاشته شدن، دیگر یارای بازگشت به وضع نخست را نداشت؛ وضعیتی که به مدد تنفس مصنوعی باقی مانده بود و اکنون در سیل خروشنده مردم در حماسه 9 دی غرق شده بود.


مخلص کلام اینکه برنامه‌ریزی راهبری مقام معظم رهبری برای شفاف‌سازی فضای غبارآلود فتنه 88 در مدت هشت ماه به گونه از سوی ایشان تنظیم شده بود که گام به گام مردم را به پیش می‌برد و با افزایش بصیرت، زمینه را برای دفع فتنه آماده می‌شد؛ واقعه‌ای که سرانجام در 9 دی متبلور شد و شد آنچه باید می‌شد و وعده «ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» بر همگان عیان شد.


شاید برای توصیف حماسه 9 دی و نقش حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در شکل‌گیری و بروز آن، استفاده از طبع الهی «حافظ» بی‌مناسبت نباشد؛ به خصوص آنکه ماجرا دقیقا درباره گذر از یک ایام سخت و فتنه‌گون آن هم به یاری یک «یار» باشد:


روز هجران و شب فرقت یار آخر شد... زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد


آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود... عاقبت در قدم باد بهار آخر شد


شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل... نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد


صبح امید که بد معتکف پرده غیب... گو برون آی که کار شب تار آخر شد


آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل... همه در سایه گیسوی نگار آخر شد


باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز... قصه غصه که در دولت یار آخر شد


ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد... که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد


در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را... شکر کان محنت بی‌حد و شمار آخر شد


به فلم  مهدی خانعلی زاده / منبع : رجانیوز



کلمات کلیدی :

تا نابودی ارتش شیطان

بسم الله الرحمن الرحیم


و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» (انفال / 17)


مرکاوا بعد از جنگ 33 روزه ی لبنان



و این ماجرا ادامه خواهد دااااشت


will continue



کلمات کلیدی :

روز دانشجویی که هست و روز دانشجویی که هست!

بسم الله الرحمن الرحیم



البته روز دانشجو گذشت. امسال روز دانشجو برای ما  پیامک های تبریک و مزاح  با دانشجو بود و اتفاق خاصی هم رخ نداد! از احوالات دانشگاه بی خبریم اما احتمالا اتفاقات خاص در دانشگاه هم رخ نداد...کلا به خیر گذشت ! ... و جای تامل  دقیقا روی همین جمله ی "به خیر گذشت " وجود دارد.


حالا از بخیر گذشتن که بگذریم  با کلمه ی روز دانشجو، تصویر اعتراض و اغتشاش است که در ذهن افراد نقش می بندد. "اعتراض و اغتشاش "و آیا دانشجوی روز دانشجو، اغتشاشگر بود؟


اینکه هنوز خیلی از دانشجویان ما از ماجرای روز دانشجو به طور دقیق بی خبرند و اکثرا در حد اطلاع از به شهادت رسیدن چند دانشجو در این تاریخ مطلعند را نه تنها باید یک مسئله ی تاسف برانگیز ! بلکه باید یک شکست در جنگ نرم به حساب بیاوریم ...شکستی که در نتیجه ی آن مدتهاست روز دانشجو مصادره ی استکبار شده و تنها از آن روز دانشجوی واقعی، اسمی مانده  در تقویم هایمان !


و صریح و خلاصه ی مطلب اینکه  ماجرا از آنجا شروع میشود که روز دانشجو روز اجرای کنسرت  و  نمایش طنز و جشن و تشویق دانشجویان نخبه ی فرهنگی و درسی شد . نه روز مبارزه با استکبار
(داخل پرانتز ! تاریخ آغاز پروژه ی شاد سازی ملت جنگ زده ی ایران (!!) را به یاد آورده سپس به دولت اصلاحات رسیده و برای سلامتی آنها دعا کنیم!)


روز دانشجو روز بی سر و صدا و اغتشاش رد شدن و سرگرم شدن دانشجو به جشن و شادمانی نیست! روز دانشجو روزی نیست که استکبار برای آن و برای به اغتشاش کشاندن آن برنامه ریزی کند، روزی نیست که با نامش، در ذهن  ملت مان، اعتراضات و اغتشاشات خس و خاشاک فریب خورده ی استکبار جهانی نقش ببندد ، روز دانشجو باید روز عزای استکبار جهانی باشد.


از روز دانشجو راحت عبور نکنیم .


پ.ن : حرف از دانشجو باشد و بی حرف از کنار حرکت دانشجویان در بیرون انداختن انگلیسی ها از مملکت عبور کنیم ؟ ... به امر رهبر مان پایبند به قانونیم منتها  لذت بردیم از این حرکت بیرون انداختن انگلیسی ها در کل . اما این تسخیرگویا مدیریت نداشت! یک سعال فنی ! دور قبل اسناد تا مدتها پس از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان ترمیم میشد. این دور ؟ :دی ؟ با تشکر! حواس جمع باشیم !


 



 


اصل نوشت جهت یادآوری: روز دانشجو از اینجا روز دانشجو شد:


در تاریخ 24 آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می‏آید. نیکسون به ایران می‏آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد) ببیند. در مقابل دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که در فضای حکومت نظامی بعد از کودتای سیاه، هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنیس رایت» ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏ای دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. و بیشتر اعتراض ها از دانشکده پزشکی و داروسازی و حقوق و علوم آغاز شد. صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‏ای را پیش بینی می‏کردند. فضا بشدت آبستن حوادث و درگیری بود. بعد از گذشت مدتی برای جلوگیری از تنش و درگیری چندین دانشکده تعطیل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رییس دانشگاه تعطیل گردید. نیروهای نظامی رژیم که بشدت رفت و آمد دانشجویان را کنترل کرده و در این بین عده ای را نیز دستگیر نموده بودند, با حضور در کلاس یکی از اساتید دانشکده فنی (مهندس شمس استاد نقشه کشی) زمینه اعتراض را در کلاس درس ایجاد کردند. آنان قصد داشتند دو دانشجو را که ظاهرا به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض داشتند را دستگیر نمایند. دستگیری دو دانشجو کلاس را به هم زده، دانشجویی دیگر بر روی نیمکت کلاس فریاد می زند: "آقا ما چقدر بی عرضه هستیم. چقدر بدبخت هستیم. این کلاس نیست، این درس نیست. یک عده ای بدون اینکه از استاد و از کادر دانشگاه اجازه بگیرند وارد کلاس می‌شوند و هیاهو در می‌گیرد. تف به این کلاس و تف به این مملکت!" دانشکده فنی به هم می‌ریزد و در محاصره کامل نظامیان قرار می‌گیرد و به یکباره فرمان آتش صادر شده و دانشجویان در صحن طبقه اول به خون می‌غلطند عده‌ای زخمی شده و در این میان سه دانشجو به نامهای قندچی و بزرگ نیا و شریعت رضوی به شهادت می‌رسند. همان روز 16 آذر پلیس توسط رادیو اعلام کرد: "عده‌ای از دانشجویان در کلاسهای درس نشسته بودند و به پلیس چهره خشنی نشان می‌دادند و پلیس را مسخره می‌کردند و این باعث شده که پلیس به واکنش بیفتد. پلیس قصد زدن دانشجویان را نداشت ولی دانشجویان به پلیس حمله کردند و می‌خواستند اسلحه‌شان را بگیرند. پلیس در قالب دفاع این کار را کرده و قصدش زدن دانشجویان نبوده است." فردای آن روز شاه تیمسار مزینی را برای دلجویی به دانشگاه می‌فرستد تا خودش را از این گناه و تقصیر تبرئه کند. وی با خانواده‌های شهدا ملاقات می‌کند و در دانشگاه به ظاهر از اساتید و روسا عذرخواهی می‌کند. دو روز بعد از واقعه 16 آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی‌گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. روز 16 آذر به عنوان روز مقاومت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگی در دفتر تاریخ این سرزمین به یادگار ثبت گردیده است.     مهدی سعیدی منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی



کلمات کلیدی :